#توماژ_پارت_321

لب گزید و سر به زیر انداخت که شلوارمو با شلوار خونگی عوض کردمو در حالی که از کنارش رد می شدم گفتم: اگه برات سخته می تونیم بیرون از خونه همدیگه رو ببینیم ولی اگه موندی باید حرمت منو این خونه رو نگه داری و به چشم و دلت افسار بزنی ارتین

از اتاق بیرون زدم که پونه با اخم دست به سینه به مبل تکیه دادو گفت: چغلی هاشو کرد؟

-چاییت کو ورپریده؟ تو که گیس تو سر اون بیچاره نذاشتی؟

بهواژ با سینی چایی اومد که پونه گفت:حقشه واقعا نامزدش چی جوری...

حرفشو نیمه تموم گذاشتمو توپیدم: مسائل اونو نامزدش به منو توربطی نداره بهتره حرمت خودتو نگه داری

لب ورچید که بهواژ با لبخند چایی رو روبروم گذاشت و گفت:تو که اومدنی خوب بودی ؟چی کارشون داری خودشون از پس هم برمیان

چپ چپ نگاهش کردم که گفت: خیلی خب همه قبول کردیم که تو جذبه ات بیست بیسته

romangram.com | @romangram_com