#توماژ_پارت_320


لباسمو دراوردمو یه تای ابرومو بالا دادمو گفتم: چی رو؟

-این که روژان خانم شما نه نامزد منه نه دختر خالم

-نیازی نیست بدونه

بازومو کشید و گفت: یعنی چی؟

اخمام تو هم رفت و نگاهی به دستی که دور بازوم مشت شده بود کردمو گفتم: محرم این خونه ای که راحت داری توش جلون می دی و جلوی چشمای من با خواهرم شوخی می کنی جیغش و درمیاری سر به سرش می زاری و راحت اسمش تو دهنت می چرخه ....برادر دیدمت راهت دادم به حریمم به خونم و اگه می بینی گذاشتم به ناموسم نزدیک شی چون تورو برادرش دیدم

دستش شل شد ونگاهش رنگ دلخوری و ناامیدی گرفت که گفتم: می دونی که چی به سر پایی که نامحرم باشه و تو حریمم باشه میارم.... قلمش می کنم


romangram.com | @romangram_com