#توماژ_پارت_319
پونه با حرص پرویی حوالش کرد و رفت که گفتم: چقدر بدم دست از سر خواهر مادر ما برداری
خندیدو اومد پیشم و دستمو فشرد که گفتم: مامان کجاست؟
بهواژ-رفتن خونه خاله امشب کسی پیشش نیست گفت می مونه پیشش
اهانی گفتمو رو به ارتین گفتم: اون وقت تو این جا چه غلطی می کنی؟
-بالاخره سرویس بودن هزینه داره دیگه
به سمت اتاقم رفتم تا لباسمو عوض کنم که دنبالم اومد همین که در بسته شد اخماش رفت توهم که کمربندمو شل کردمو گفتم: چته خنده ات با بقیه است اخمت بامنه؟
پیرهنمو از شلوارم دراوردم و تیشرتی از کمدم برداشتم که گفت:هنوز بهش نگفتی؟
romangram.com | @romangram_com