#توماژ_پارت_310
-پس غالت گذاشته
-از مادر زاده نشده
-فعلا که هم زاییده شده هم ماشالله قد کشیده و خانمی شده برای خودش
به سمتش برگشتمو چشمکی زدم که خندش گرفت و به سمتم اومد و نگاهی به دستم کرد و گفت: چموشه ولی رام می شه
با تاسف نگاه از دستم گرفت و از یخچال پماد سوختگی دراورد و به سمتم اومد: می ترسم زیادی فکر کنه جواب رد بده بعد اون دائی عوضیش یه نقشه دیگه دست و پا کنه
دستمو با حوله خشک کردو لایه ضخیمی از پماد روش زد و سریع استکان شکسته رو از زمین جمع کردو دوتاچایی ریخت و گفت: نمی گم عاشقشم ولی نمی خوام حالا که بخاطرما وارد این ماجرا شده ضربه ای بخوره
romangram.com | @romangram_com