#توماژ_پارت_308


چپ چپ نگاهم کردو گفت: خیلی هم عالیه کی گفته بده عالی ترم شد وقتی من خواستم برای بازی مزخرف جنابعالی طاقچه بالا بزارم و سر بدوئونمش صحنه محشرشم وقتی بود که دیدم دختره همه چیز و شنیده و کلی ریچارد بارم کرد

-از کدومش ناراحتی الان؟اینکه ازت خواستگاری کردن یا عکس العمل مهری؟

-مهری خانم این صدبار

رگ بیرون زده گردن پاکمهر خبر از اشوب دلش می داد .....لبخند محوی رو لبم نشست که غرید: توماژ چنان می زنم که دهنت همین وری کج بمونه ها انقدر رو اعصاب نداشته من راه نرو

شونه ای بالا انداختمو با بی خیالی به سمت اشپزخونه رفتم که مثل فنر از جاش پرید و گفت: کجا؟ این نونو تو توی دامن گذاشتی وحالا هم نشستی لبخند ژکوند تحویلم می دی

همون طور که چایی برای خودم می ریختم گفتم: نمی خوایش جواب منفی بده این که حرص خوردن نداره


romangram.com | @romangram_com