#توماژ_پارت_304


***





توماژ:

نگاهمو از برگه رو میزم به صورت رنگ پریده ای که روبروم ایستاده بود دوختمو با خونسردی تکیمو به میز دادمو گفتم:خب ؟

دستای ظریفشو تو هم گره کرد و در حالی که سعی می کرد نگاهشو به هرجا بدوزه جز من لبی تر کردو گفت: لطفا موافقت کنید راستش راه این جا به خونم دوره دخترم خونه تنهاست...


romangram.com | @romangram_com