#توماژ_پارت_303
-بعدش اگه نخواستی منو از زندگیت حذف می کنی، برای تو که بد نمی شه بالاخره تو چند صباحی که ایرانی یه هم بالین می تونه تنهاییاتو پر کنه بعد رفتنتم نه خانی اومده نه خانی رفته گور بابای منم کردن
به سمتش خیز برداشتم که جیغ خفه ای کشید و چسبید به شیشه ولی قدمی عقب برنداشتم: یه بارم گفتم حرفتو اول بجو بعد تف کن بیرون
لب هاش مثل ماهی از اب بیرون افتاده تکون می خورد ولی حتی صدایی ازش شنیده نمی شد
-مطمئن باش اون قدر نخورده نیستم که دله دختری مثل تو باشم پس انقدر رو اعصاب نداشته من راه نرو بزار عقل ناقص تورو بزاریم رو عقل من یه راه چاره پیدا کنیم که نه سیخ بسوزه نه کباب وگرنه برای من ول کردن تو کار سختی نیست کس و کارمم نیستی که بخوام نگران امروز و فردات باشم
چشمه اشکش جوشید و گفت:بزار برم
خودمو عقب کشیدم وقفل درو زدم :برو یکم بیشتر فکر کن ببین بودن با من بهتره یا موندن خونه دائی ای که تو رو کرده ملعبه دستش تا به هدفش برسه تصمیمت هرچی باشه جواب من به دائیتم همونه
بی حرف از ماشین پیاده شدو سریع از کوچه بیرون رفت
romangram.com | @romangram_com