#توماژ_پارت_293

-راضیش کن باید زنده بمونه

سوار شدمو سریع ماشینو روشن کردمو راه افتادم:خونواده ای که من تعریفشونو شنیدم کوتاه بیا نیستن خب حقم دارن منم بودم رضایت نمی دادم یارو تو مستی زده سرپرستشونو لت و پار و بچه شو یتیم کرده حالا بدون ذره ای پشیمونی می گه حاضر نیست طلب بخشش کنه اخه این ادم ارزش دفاع کردن داره اصلا چیزی برای دفاع کردن گذاشته ماشاالله همه چیز تو پروندش پیدا می شه

-خیلی خب خانم انقدر حرص نخور به فکر پوستت باش

از لحن شوخش خندم گرفت که گفت:باید ببینمت کمند

-باز چی شده ؟اگه از این موکلای زپرتی برام پیدا کردی همون بهتر که صدسال نبینمت

با صدا خندید و گفت:موکلای من زپرتی ان ؟این شامل خودمم می شه؟

-تو که می دونی من چقدر به عدالت اعتقاد دارم

romangram.com | @romangram_com