#توماژ_پارت_290
با چشمای درمونده نگاهی بهم کرد و گفت:شمارو کی فرستاده؟
می دونستم کسی رونداره که براش وکیل بگیره یه بچه پرورشگاهی که تو نوجوونی تحت سرپرستی مردی قرار گرفته که دیگه هیچ نشونی ازش نیست همون سال اول وکیل زبردست و کارکشته ای استخدام می شه و بعد ..... گویی این مرد به فراموشی سپرده شده که کسی سراغی ازش نمی گیره حق داره تعجب کنه
-منو یکی از دوستان شما استخدام کرده
قبل از اینکه حرفی بزنه گفتم:مهم نیست کیه مهم اینه که من این جام تا به شما کمک کنم
تکیشو به صندلی زوار در رفته اتاق می ده :چرا؟
-چرا می خوام کمکت کنم یا چرا دوستی پیدا شده که می خواد در حق رفیقش رفاقت کنه؟
romangram.com | @romangram_com