#توماژ_پارت_259
-نه مرسی نمی خواد زحمت بکشی تا من دوش می گیرم زنگ بزن ببین کجان ببرمت پیششون درست نیست تنها موندی
-چشم
خوبه این یکی چشم گفتن بلده ...... سریع دوش گرفتمولباسامو تن کردمو دستی به موهام کشیدم که صدای در اتاق توجهمو جلب کرد
-بیاتو بهی
اروم دروباز کردواومد تو .......یه مانتو سبز با شال مشکی سر وارایش مختصری کرده بود کمی از ادکلنم زدمو گفتم: بریم که دیره
هردو از خونه زدیم بیرون که بنیامین زنگ زدو ادرس داد و قرار شد تا یه جاهایی من ببرمش بعد اون بیاد دنبالش
-مهمونی دعوتی؟
romangram.com | @romangram_com