#توماژ_پارت_251
******
با کلافگی سرمو رو فرمون گذاشتم
-نمی تونم بیام
با تشر صدام کرد که گفتم: مهمون داریم خونه، عمه اینا اومدن نمی تونم بیام
پوزخند صدادارش تو گوشم پیچید : پس پت و مت هنوزم باهم رفیقن
قبل از این که اعتراضی بکنم با لحن محکمی گفت: عصر ساعت شش این جا باش ویلاشون خارج از شهر، نمی خوام دیر برسیم
-ولی افرومن......
romangram.com | @romangram_com