#توماژ_پارت_226
غذا رو بین شوخی های توماژ که همه سعیشو می کرد جو سنگین بینمونو بشکنه خورده شد و بعد با کلی ادا اطفار کمکم کرد تا ظرفا رو بشورم ...... رو کش روی میوه هارو برداشتمو به سمت تراز رفتم ..... توماژ با دیدنم سیگارش رو خاموش کردو گفت: ببخشید می دونم دوست نداری
-چقدرم که برات مهمه
با صدا خندید و گفت: امروز شمشیرو از رو بستیا خانم
میوه هارو جلوش گذاشتم و گفتم: توماژ
-جونم
-با خونواده همسرت مشکلی داری؟
romangram.com | @romangram_com