#توماژ_پارت_220


مزخرف تر از این حرف پیدا نکردی دختره نفهم .....تو که تا همین چند لحظه قبل رو ابرا بودی

نگاه نافذشو بهم دوخت و گفت:دوست نداری این جا باشم؟

قبل از اینکه رفع و رجوش کنم گفت: می دونم دلخوری، می دونم برخوردم خوب نبود ولی ..... تو خانمی کن ببخش این روزا فشار روم زیاده .....

به انی دلخوریم برطرف شد و وجودم گرم شد از لحن مظلومش

-راستش حوصله مهمون نداشتم یعنی خب خودت که می دونی خیلی با غریبه ها نمی جوشم ،نزدیکانم رو ترجیه می دم ادمای زندگی من به تعداد انگشتای یک دستن دلم می خواد همین ادمای کم ولی با معرفت برام بمونن

از حرفش خوشی زیر پوستم رفت و قلبم مشتاق تر از قبل خودشو به دیوار سینم کوبید و کمر به رسواییم بست ، پس براش بیشتر از یه دوست بودم .... از نزدیکانش بودم که الان اینجا ور دل من بود .....!!!


romangram.com | @romangram_com