#توماژ_پارت_210


امیر با خوشرویی به استقبالم اومد و گفت: سلام خوش اومدی

با لبخند جوابشو دادمو همراهش به بالای میز رفتیمو سرجامون نشستیم ، تمام مدت معارفه چشمم به در بود ...... چرا نیومده ؟ با سقلمه اروم امیر به خودم اومدم که با دوازده جفت چشم که به لب های من دوخته شده بود مواجه شدم

امیر اروم زمزمه کرد:حواست کجاست توماژ همه منتظرن

کمی به خودم مسلط شدمو با جدیت شروع کردم به سخنرانی و در پایان از همشون خواستم تا اخر وقت اداری گزارش از عملکردشون تو یک سال اخیر برام تهیه کنن با رفتن اخرین نفر امیر رو به من کرد و گفت: کی برگشتی؟

-چند وقتی می شه

کنار پنجره های قدی اتاق ایستادم که گفت: امروز رو مرخصی گرفته بود


romangram.com | @romangram_com