#توماژ_پارت_209

با ناز و غرغر گوشی رو دست گرفت و گفت: بگم کی اومده ؟

-سالاری هستم

کمی اخماش تو هم رفت و یه دفعه از جاش پرید و لبخند هول هولکی تحویلم داد و گفت: اِ جناب سالاری خب چرا از اول نگفتین بله همه منتظر شمان

از پشت میز بیرون اومد و همون طور که منو به سمت سالن کنفرانس هدایت می کرد گفت: جسارت بنده رو ببخشین البته خودتونم بی تقصیر نیستین من که کف دستمو بو نکرده بودم که ....

کلافه از پر حرفی منشی جوون به سمتش برگشتمو گفتم:باقی راهو خودم می رم

کمی خودشو جمع و جور کردو گفت: بله هر طور میل شماست

لبخند دندون نمایی زدو سریع پشت میزش برگشت ...نفس عمیقی کشیدمو در و باز کردم که همه با کنجکاوی به سمتم برگشتن ...... بدون توجه به بقیه با چشم دور تا دور میز کنفرانس رو گشتم اما.....نبود .....

romangram.com | @romangram_com