#طلسم_ابدی_(جلد_دوم)_پارت_192

_تو نمیتونی با اون منو بکشی احمق!تنها راهش اونجاست!

ایان به کیت اشاره کرد...جیک لحظه ای به کیت که بیهوش روی زمین دراز کشیده بود خیره شد...نمیتوانست حتی به اینکه کیت کوچکترین آسیبی

ببیند فکر کند!چه برسد به اینکه او را از بین ببرد! با خشم و نفرت چوب را روی زمین پرت کرد و از شدت خشم و درد فریاد کشید و از روی ایان بلند شد

و بطرف استفنی که کیت را در اغوش گرفته بود رفت....ایان چوب را بالا برد و در عرض چند ثانیه کار را به پایان رساند....حالا ماریا و فرانک هردو مرده

بودند و به سبب طلسمی که الیزابت انجام داده بود همه ی خون آشام هایی که توسط ان دو تبدیل شده بودند نیز کشته شدند....

فصل آخر_طلسم ابدی

_یعنی....اونا....

ایان سرش را تکان داد...

_ولی جوزف و....بقیه....اوناهم....


romangram.com | @romangram_com