#طلسم_ابدی_(جلد_دوم)_پارت_174
جیک سعی کرد او را ارام کند و روی تخت برگرداند...
_کیت!خواهش میکنم...برگرد به رختخواب تو هنوز باید استراحت کنی!
کیت جیغ کشید:
_دست از سرم بردار....فقط بگو ایان کجاست؟!!!
_کیت؟
صدای گرما بخش و دوست داشتنی ایان در تمام وجود کیت نفوذ کرد و مانند داروی ارام بخش او را به سکوت وادار کرد....
_اه خدای من ایان!
کیت خودش را در نزد ایان رها کرد و سعی کرد تمام ریه هایش را از رایحه ی دوست داشتنی عشقش پر کند...
ایان لبخند زد و کیت را روی تخت برگرداند....
romangram.com | @romangram_com