#طلسم_ابدی_(جلد_دوم)_پارت_170
الیسا با خشم به ایان خیره شد و خطاب به کیت گفت:
_زود ازینجا برید....
_ولی...اونا میفه....
_من قراره به زودی بمیرم کیت...دیگه اهمیتی نداره...
_ولی تا وقتی از مرگ ایان مطمئن نشه دست برنمیداره!
_کشتن تو به عهده ی منه کیت!من بهشون میگم که تورو کشتم و جسم تو و ایان رو سوزوندم!!
_ولی چرا؟!چرا میخوای نابود بشی؟!
الیسا به فکر فرو رفت...شانه هایش را بالا انداخت....
_فقط یه انتخابه!
romangram.com | @romangram_com