#طلسم_ابدی_(جلد_دوم)_پارت_164
_ایان یه خون اشام جاودانه است!اون کشته نمیشه!برای همین اخرین خون آشامیه که روی زمین باقی میمونه...من نمیذارم این اتفاق بیفته و به هر
قیمتی که هست اونو از بین میبرم!تنها راهش مرگ توا کیت!خون تو بهش این جاودانگیو بخشیده!اگر تو بمیری اونم کشته میشه!هرچند قرار بود به
هیچ انسانی اسیب نرسه!ولی برام مرگ یه انسان مهم نیست!حیات کل کره ی زمین اهمیت بیشتری داره!توی اون دست نوشته ها نوشته بود که
تنها راه مرگ ایان مرگ توئه!تو اینجا گروگان هستی تا ایان بیاد دنبالت و من تورو میکشم و با چشمای خودم از مرگ ایان مطمئن میشم!
کیت با ناباوری و وحشت سرش را تکان میداد....حالا هشدار های الیزابت را میفهمید...ایو اورا دوباره داخل ان اتاقک فلزی انداخت...
الیسا پشت درختی ایستاده بود و شاهد ماجرا بود....احساس میکرد قلب منجمد شده اش چون قلب یک پرنده ی وحشتزده میتپد....او تصمیمش را گرفته بود ولی کیت....درمورد او هنوز مطمئن نبود....عکسی را از یقه ی پیراهنش بیرون آورد و نگاه کرد....تصمیمش را گرفت و خود را برای نقشه ی خیانتی که در ذهنش میپروراند آماده کرد....
فصل بیست و نهم_خواهر دوقولو
کیت خسته بود....بی خبری دیوانه اش کرده بود....کم کم چشم هایش گرم میشدند.....
_کیت...
romangram.com | @romangram_com