#طلسم_ابدی_(جلد_دوم)_پارت_160

_چی شد؟!

ایان با وحشت گفت:

_کیت....کیت کجاست؟!

جوزف گقت:

_من...من نمیدونم!

ایان گفت:

_عالی شد!!!کار هممون تمومه!

فصل بیست و هشتم_گروگان

جورج کیت را مقابل فرانک روی زمین رها کرد... کیت به فرانک،ماریا و دو خون اشام دیگر خیره شد....آیو جلو رفت و موهای کیت را کشید....ناله ی دردناکش فرانک را آزار داد....و با نفرت گفت:


romangram.com | @romangram_com