#طلسم_عشق_پارت_110
- من و تو هر دو یه هدف مشترک داریم و اون انتقامه! من میتونم کمکت کنم. تو با کمک من میتونی بهراحتی از این زن انتقام بگیری؛ ولی بدون کمک من هرگز نمیتونی شکستش بدی.
محکم من رو هل داد و با تمسخر گفت:
- خودم میدونم دارم چیکار میکنم. تو کارای من سرک نکش.
راهش رو گرفت و خواست بره که با لحن تندی گفتم:
- اونقدر قدرت داره که بتونه تو یه لحظه نابودت کنه. تو به کمک من احتیاج داری. به من و نیروهای من!
با تردید نگاهم کرد و پرسید:
- و تو در عوض چی میخوای؟
لبخند مرموزی زدم و گفتم:
- بیا تا بهت بگم.
***
- هلن! میتونی به سایمون بگی بیاد اینجا؟
هلن دست از مرتبکردن گلها برداشت و گفت:
- بله بانوی من. حتماً.
romangram.com | @romangram_com