#تولد_نفرین_ها_پارت_86
محکم زدم تو کمرش وخندیدم
کیمیا:راستی اتیش پاره نگفتی کی با این جیگر ریختی رو اب؟
_جیگر که تویی
دوباره زد تو کمرم
_دروغ میگم ...دروغ میگم...دروغ میگم
حرصش گرفت زد دنبالم
......
_من خونم
رفتم داخل صدای مامان از تو اشپز خونه میومد
مامان:سلام خوش امدی
خدارو شکر دیگه حس خطرش فرو کش کرده بود
_سارا کو؟
romangram.com | @romangram_com