#تولد_نفرین_ها_پارت_124


_هان؟اهان این...چیزی نیست مال ...مال دانشگاهه...میدونید...مال..اها ن برگه امتحاتیه

گین:که برگه امتحانیه نه؟از کی تاحالا برگه امتحانی رو تو پاکت خوشکل به دانشجو ها میدن؟

_خب...خب...قانون جدیده

جیک:قانون جدیده ها؟

با یه حرکت سریع پاکتو از تو دستم کشید بعد گین پاکتو از توی دست جیک کشید

_هی پسش بدید

دنبالشون کردم گین سریع با یه حرکت پرید بالای درخت من نمیتونستم برم بالا

_گین پسش بده حالا!!!!!

اون بیتوجه به من پاکتو باز کرد پاکت قرمز رنگی بود که روش یه طرح گل رز مشکی بود اون دعوت نامه منو برای شام با الکساندر از داخل پاکت در اورد وبلند بلند شروع کرد به خوندن

گین:اقای الکساندر هارپر از شما خانم کیارا حقیقت درخواست میکنند تا در شب نهم اسفند درخانه شان ایشون را به صرف شام همراهی کنید...

به محض تموم شدن نامه از درخت پرید پایین وروبه روم ایستاد وبا صدای بلندی گفت:چی؟!!!!!اون پسره دورگه تو رو به شام دعوت کرده؟؟؟

_خب اره

romangram.com | @romangram_com