#تولد_نفرین_ها_پارت_121


دهن کیمیا چسبیده بود به زمین به درخت اشاره کردم وگفتم :اوه اونجارو کلاغ سفید

الکساندر بازم گول خورد وبرگشت سمت درخت از غفلتش استفاده کردم ومحکم با پام زدم تو زانو کیمیا خم شد وزانوشو گرفت برگشتم سمت الکساندر وگفتم

_عه...دیر نگاه کردی رفت...

اونم با یه نگاه که به معنی خر خودتی بود نگام کرد ما هرسه تامو راه افتادیم سمت کلاس تا نشستم کیمیا چسبید بهم

کیمیا:...که اینطور ها...باهم میاد نه؟باهم میرید بیرونه نه؟باهم هستید نه

_از دیروز اره

کیمیا:باورم نمیشه...باورم نمیشه...وای باورم نمیشه

_باورت شه جیگر

کیمیا:باز تو به من گفتی خر

_من گفتم جیگر خودت الان گفتی خر

کیمیا:خر خودتی من میدونم جیگر اسم خره

_نه بابا؟چه باهوشی تو

romangram.com | @romangram_com