#تولد_نفرین_ها_پارت_114


جیک:منم میام

امدن برن

_وایسید

گین:حرف میزنی یا نه؟

_اره میزنم

اسنو:خب؟

_من دوستش دارم

سریع اینو گفتم وچشمامو بستم هیچ صدای نمی امد ...اروم لای چشمامو باز کردم همه گرخیده بودن جز اسکالوس

اون اروم بلند شد وفقط یک کلمه گفت:مراقب خودت باش

ورفت سمت کلبه

گین:چی؟همین اون چطوری قراره مراقب خودش باشه منطقی نیست پدر

ولی اسکالوس رفته بود اسنو هم عصبی بود جیک هم همینطور ولی ویکتورا با ترس به پسرا نگاه میکرد جین مثل همیشه خونسرد بود

romangram.com | @romangram_com