#تولد_نفرین_ها_پارت_113


به روبه رو نگاه کردم گین ,جیک,ویکتوریا,اسکالوس,وجین همه وایساده بودن جلوم

یه لبخند پهن زدم:سلام

...........

زیر درخت به صورت نیم دایره رو به روم ایستاده بودن وبا اخم نگام میکردن میدونستم جیک بهشون گفته

اسکالوس:خب؟

_خب؟

ویکتوریا:میگفتی...

_اره...خب...اون پسره خوبیه

گین:اینو صد دفعه گفتی کلمه بعدی لطفا

_...

اسنو:خیل خب خودم میرم سراغ چشماش

گین:منم میرم سراغ خودش

romangram.com | @romangram_com