#طنین_پارت_431
-من برای نیکو پاپوش درست کردم؟
نوید خلاصه ای از ماجرای حراست را برای کارن می گوید. کارن با تعجب به نوید گوش می کند. کم کم آثار تمسخر از صورتش محو می شود.
-من هیچ وقت نخواستم برای کسی پاپوش درست کنم. باور کنید.
جاوید کلافه به کارن نگاه می کند.
-پس تو با حمیدی همکار نیکو چی کار داری؟ چجوری می شناسیش؟
رنگ کارن می پرد. با تردید به هر سه نفرمان نگاه می کند. نگاهش را روی جاوید نگه می دارد.
-باور کنید من هیچ وقت نخواستم برای نیکو پاپوش درست کنم.
نگاه ناباور هر سه نفرمان روی کارن می ماند. انگار خودش هم می داند حرفش را باور نمی کنیم. نگاهش را به پایین می دوزد.
-وقتی نیکو به من جواب رد داد می دونستم که حتماً پای کسِ دیگه ای در میونه. می دونستم من ایرادی ندارم که نیکو بخواد به خاطرش نامزدیش رو با من به هم بزنه. برای همین یه مدت تعقیبش می کردم تا بفهمم نیکو به خاطر کی منو ول کرده. بعد فکر کردم شاید تو اداره اش با کسی هست. برای همین با حمیدی که قبلاً می شناختم حرف زدم. که اون هم چیزی نمی دونست.
جاوید پوزخندی می زند.
romangram.com | @romangram_com