#طنین_پارت_424
-دور از ذهن نبود. حدسش رو می زدم این دو نفر تو این قضیه دست داشته باشن.
-چرا؟ چرا بعضی ها این همه حقیرن؟
-کدومشون؟ به نظرتون کدومشون بیشتر حقیرن؟
-نمی دونم؛ نمی دونم این دو تا چه ربطی به هم دارن. نمی دونم چی باعث شده سرِ به زمین زدنِ من با هم متحد بشن.
-حقارت یا کینه آدم ها ربطی به تو نداره.
-ولی ضررش بیشتر از همه برای منه.
-آره به تو هم ضربه می زنن ولی بیشتر از همه به خودشون آسیب می زنن. به هر حال من ته و توی این قضیه رو در میارم.
-ممنون!
کمی به سمت من می چرخد. باز هم از آن لبخند مهربانی که آن همه به آن نیاز دارم به رویم می پاشد و من باز گیج از عود کردن آن همه مهربانی به او و برق چشمانش نگاه می کنم. راهنما می زند و ماشین را گوشه ای پارک می کند.
-میشه چند لحظه تو کافی شاپ وقتتون رو بگیرم؟
romangram.com | @romangram_com