#طنین_پارت_406


مامان انگار نشنید یا نفهمید چه گفتم. با دهان باز نگاهم می کند. بعد از چند ثانیه به حرف می آید.

-چی؟ کی میاد این جا؟

-رییس سابق من که پسر عموی رها هم هست. تو نامزدی جاوید هم بود.

-این جا میاد چی کار؟

-یه مشکلی تو اداره برای من درست کردن. میاد این جا راجع بهش حرف بزنیم. البته جاوید هم اون رو می شناسه. عصر خود جاوید هم میاد.

-چه مشکلی برات درست کردن نیکو؟

-چیز مهمی نیست مامان. گفتن که من با شرکت های بیرونی زد و بند داشتم.

و دلم نیامد بگویم به شرافت و نجابت دخترت هجوم بردند. دلم نمی آید دلِ مادرانه اش را بیش از این ها نگران کنم.

-نیکو؟ اگه مهم نبود که همکارت پا نمی شد بیاد خونه ما راجع بهش حرف بزنه.

-مامان نگران نباش. چیز مهمی نیست. من کار خلافی نکردم که بخوام نگران باشم.

romangram.com | @romangram_com