#طنین_پارت_401


-آره می خوام بخوابم ولی نمی خواد جارو رو خاموش کنی. یه کم استراحت کنم خوب میشم.

-چرا سرت درد گرفت؟

-نمی دونم.

-باشه من میرم تو هم استراحت کن.

مامان از اتاق بیرون می رود. به سمت تلفنم می روم. دلم می خواهد زودتر به ایمان زنگ بزنم. شنیدن صدایش هم بار دلتنگی ام را کم می کند و هم به من اطمینان خاطر می دهد تنها و فراموش شده نیستم. دلم نمی خواهد شماره اش را از دفتر تلفن گوشی پیدا کنم. شماره اش را از حفظ می گیرم. انگار با لمس هر عدد از شماره اش او را به خود نزدیک تر حس می کنم. چند بوق می خورد و بعد صدای گرمش در تلفن می پیچد.

-سلام خانوم مهندس. رسیدین؟

-سلام بله. الان خونه هستم.

-حالت بهتر شد؟

-ممنون. بهترم.

کمی مکث می کند.

romangram.com | @romangram_com