#طنین_پارت_402


-با خانواده راجع به جریان حراست حرف بزنید مخصوصاً با جاوید. من عصر میام اون جا حضوری با هم حرف بزنیم.

-این جا میاید؟

-البته اگه اشکالی نداشته باشه.

-نه ... نه ... هیچ اشکالی نداره. باشه پس من عصر منتظرتونم.

- شما هم با خانواده حرف بزنید که مشکلی نباشه.

-باشه حتماً.

-نگران چیزی هم نباش. همه چیز درست میشه. باشه؟

-ممنون.

-خداحافظ.

تلفن را قطع می کنم و خیره به گوشی در دستم نگاه می کنم. باورم نمی شود ایمان بخواهد به خانه ما بیاید. نمی توانم حضورش را تصور کنم. دوباره تلفن را می گیرم و این بار شماره جاوید را می گیرم. بعد از چند بوق تلفن را جواب می دهد.

romangram.com | @romangram_com