#طنین_پارت_398


-اگه نمی تونی رانندگی کنی یه نفر رو بفرستم دنبالت؟

دیگر صدا و نگرانی اش هیچ ردی از مهندس شایسته ندارد. شده همان ایمان روی بالکن. با همان نگرانی که دست های سردم را در دست گرفته بود. دلم نمی خواهد متوجه وخامت حالم شود اما انگار لرزش صدایم با بی وفایی هر چه در دلم بود را لو داده بود.

-ممنون. خودم می تونم برم.

-پس لطفاً رسیدی خونه به من زنگ بزن. کارت دارم.

-باشه حتماً.

-مراقب خودت باش. نگران هیچ چیزی هم نباش. من حواسم به همه چی هست.

-ممنون.

-همه چیز رو بسپر به من، باشه؟

نمی دانم خودش حواست هست که همه فعل هایش مفرد شدند؟

-باشه. ممنون.

romangram.com | @romangram_com