#طنین_پارت_366


رها هم لبخند می زند. چقدر آرامش بین آن دو نفر را دوست دارم.

-کلی که نه. گفتم که! فقط از ایمان پرسیدم.

جاوید به من نگاه می کند.

-حالا این رییس شما چجور آدمی بود؟ قوی بود یا نه؟

-آره رزومه اش خیلی خوب بود. خیلی باهوش و فنی بود.

سنگینی نگاه نوید و اخم نشسته میان ابروهایش توجه ام را جلب کرد.

جاوید لبخندش را ادامه داد.

-نیکو؟ فکر می کنی ارزش داره برای پروژه مون به عنوان مشاور ازش دعوت کنیم؟

یک لحظه همکاری با شایسته را در ذهنم مجسم می کنم. لبخندی عمیق کنار لبم جا خوش می کند.

-ارزش که داره. میگم که! آدم با سوادیه ولی نمی دونم قبول می کنه یا نه.

romangram.com | @romangram_com