#طنین_پارت_365
و چقدر قلبم شاد می شود از تکرار این دو کلمۀ زیبایِ بدونِ وقفه و پشتِ سرِ هم! انگار قلبم مکنوناتش را در جمع جار می زند و رسمی می کند.
-واقعاً ایمان رییستونه؟ نمی دونستم.
لبخند از کنار لبم به سمت خاطرات تلخ این روزها پرواز می کند. آهی از سینه ام خارج می شود.
-نه! دیگه نیست. یه پست بالاتر گرفته.
رها لبخند می زند.
-نمی دونستم. هر چند ایمان پسر خیلی زرنگیه ولی راجع به این که چه پستی داره چیزی نمی دونستم.
به جاوید چشمکی می زند و ادامه می دهد.
-هر چند، وقتی می خواستم بیام شرکت شما از اون پرسیدم راجع به شرکت چیزی می دونه که اونم گفت فقط دورا دور شرکت رو می شناسه و خود شرکت و آدم هاش معتبرن.
جاوید نگاه شوخی به رها می کند.
-پس برای اومدن به شرکتِ ما کلی تحقیق کردی؟ نکنه از همون وقت تورِت رو پهن کردی؟
romangram.com | @romangram_com