#طنین_پارت_338
کارن باز هم از کوره در می رود.
-این که میگم می خوام برای خودت شرکت بزنم بده؟ این که میگم نمی خوام برای مردم کار کنی بده؟ ولی تو منو فریب دادی. گولم زدی. می خواستی از پول و موقعیت من استفاده کنی. بله خب! خلایق هر چه لایق.
ستاره های عزیز
ستاره های مقوایی عزیز
وقتی در آسمان ، دروغ وزیدن می گیرد
دیگر چگونه می شود به سوره های رسولان سر شکسته پناه آورد؟
ما مثل مرده های هزاران هزار ساله به هم می رسیم و آن گاه
خورشید بر تباهی اجداد ما قضاوت خواهد کرد
سکوت می کنم. انتظار توهین شنیدن داشتم. این ها همه هزینه هایی است که باید برای جبران اشتباهم بپردازم. جاوید اخم می کند.
-ببین کارن ...
romangram.com | @romangram_com