#طنین_پارت_306
-این لیست شرکت هاییه که خانوم مهندس زحمتش رو کشیدن. می خوام با این شرکت ها صحبت کنیم بیان طرحشون رو بدن. اگه طرح و هزینه اشون خوب بود کار رو می سپریم بهشون.
عماد هم نگاهی سرسری به کاغذها انداخت.
-خوبه. همین طوری که دارم نگاه می کنم یه چند تا از شرکت ها رو می شناسم. قوی هستن.
-مهندس عماد من دارم میرم مرخصی. یه دو هفته ای نیستم. تو این مدتی که من نیستم شما و خانوم مهندس با شرکت ها حرف بزنید و بهشون بگید طرح شون رو بدن. وقتی برگشتم با هم روی طرح ها مطالعه می کنیم و تصمیم می گیریم.
عماد با تعجب به شایسته نگاه می کند.
-می خوای بری سفر؟
-آره.
-کجا؟
شایسته لبخند می زند.
-همین اطراف. نگران نباش خیلی دور نیست.
romangram.com | @romangram_com