#طنین_پارت_290
-اتفاقی افتاده؟ رنگتون پریده!
سعی می کنم محکم باشم و به بغضم اجازه ندهم صدایم را عوض کند.
-میشه برم؟ پدرم حالش بد شده بردنش بیمارستان.
-چرا؟ چه اتفاقی براشون افتاده؟
-نمی دونم ولی پدرم ناراحتی قلبی داره. شاید قلبش گرفته.
-می تونید برید ولی شما الان می تونید رانندگی کنید؟
-بله می تونم.
برگه را امضا می کند و به دستم می دهد. به طرف در خروجی می روم.
-خانوم مهندس!
بر می گردم. لعنتی! نگاهش به طرز عجیبی مهربان می شود.
romangram.com | @romangram_com