#طنین_پارت_264
-آقای مهندس! من متوجه هستم باید زیر نظر مهندس حمیدی کار کنم. یادم نمیاد کاری رو مهندس به من سپرده باشن و من انجام نداده باشم.
حمیدی کمی به خودش مسلط می شود. به شایسته نگاه می کند.
-مهندس! من کی گفتم ایشون به حرف من گوش نمی کنن؟
شایسته اخم می کند و به حمیدی نگاه می کند.
-مگه همین حالا قبل از این که ایشون بیان تو اتاق به من نگفتین هر کاری رو که به خانوم مهندس ارجاع می دین انجام نمی ده؟ مگه قصدتون برطرف شدن مشکل نیست؟ خب من باید بهشون بگم و دلیل کارشون رو بپرسم.
حمیدی سرخ می شود. نگاهش را از من می دزد و به عماد و بعد به شایسته می دوزد.
-مهندس! شما با این کارتون دارید بین همکارها تفرقه می ندازین. الان خانوم مهندس خدای نکرده فکر می کنن من داشتم زیر آبشون رو می زدم.
در دلم پوزخندی به حمیدی می زنم. نمی دانم معنی زیرآب زدن در دایره لغات حمیدی چیست. نمی دانم باید به این آدم چه بگویم. شایسته نگاهی به حمیدی و بعد به عماد می کند.
-آقای مهندس! انجام شدن کارها در اولویت اوله. اجازه بدید ببینیم خانوم مهندس چرا به حرف هاتون گوش نمی کنن بعد من توجیه شون می کنم که کار شما زیر آب زنی نیست.
بعد به من نگاه می کند و من در اوج عصبانیت و حیرتم از حمیدی چیزی در نگاهش می بینم که کمی از عصبانیتم را کم می کند. سعی می کنم به خودم مسلط باشم. نگاهم را از شایسته می گیرم و به حمیدی می دهم.
romangram.com | @romangram_com