#طنین_پارت_257
این بوی روح پرور از آن خوی دلبرست
وین آب زندگانی از آن حوض کوثرست
ای باد بوستان مگرت نافه در میان
وی مرغ آشنا مگرت نامه در پرست
بوی بهشت میگذرد یا نسیم دوست
یا کاروان صبح که گیتی منورست
و تکرار می کنم. چند ضربه به در می خورد و بعد جاوید وارد می شود. در نگاهش نگرانی و تردید موج می زند. به کتاب در دستم نگاه می کند.
-چی می خونی؟
- این بوی روح پرور از آن خوی دلبرست.
و جاوید ادامه می دهد.
romangram.com | @romangram_com