#طنین_پارت_244


-ببخشید آقای مهندس این فکس الان رسیده. روش نوشته فوری برای همین براتون آوردم.

شایسته برگه را می گیرد نگاهی می کند و دستوری زیر آن می نویسد و به سلوک برمی گرداند.

-بدیدش لطفاً به مهندس حمیدی. می دونه باید چی کار کنه.

سلوک از اتاق بیرون می رود. فرصت خوبی است که از شر این سوال آزار دهنده خلاص شوم. به شایسته نگاه می کنم که به مستندات زیر دستش نگاه می کند.

-آقای مهندس! چی شد خانوم سلوک موندگار شدن؟

بدون این که به من نگاه کند در حالی که همچنان نگاهش به برگه ها بود جواب داد.

-چطور؟

پشیمان می شوم که چنین سوالی پرسیدم ولی برای پشیمان شدن دیر شده.

-هیچی. آخه همه رو واسطه کرده بود شما قبول نکردید می خواستم ببینم آخرش کی واسطه شده که شما قبول کردین.

-خودش اومد عذرخواهی کرد بعد هم تعهد داد. تا زمانی که بقیه رو واسطه می کرد قبول نکردم. واسطه شدن دیگران به این معنیه که اونا می خوان آبروی خودشون رو گرو بذارن. من با بقیه کاری نداشتم. مشکل من بی مسئولیتی خودشه. خودش هم باید آبرو گرو بذاره و تعهد بده.

romangram.com | @romangram_com