#طنین_پارت_243


-مهندس عماد نمیان؟

-نخیر. امروز خودمون جلسه رو ادامه می دیم.

در حالی که از جایش بلند می شد و به طرف میز جلسه می آمد، ادامه داد:

-خب دیروز به کجا رسیدین؟

نوشته های دیروز را به سمتش گرفتم و برایش توضیح دادم. با همان جدیت همیشگی به من نگاه می کرد. توضیحاتم که تمام شد به برگه ها دوباره نگاه کرد.

-فکر می کنم بهتره از مراکزمون یه بازدید هم داشته باشیم تا اطلاعاتمون رو تکمیل کنیم. نظر شما چیه؟

-خوبه. به نظرم خیلی خوب نیست فقط رو اسناد قبلی تکیه کنیم.

-پس لطف کنید یه برنامه بازدید از مراکز تهیه کنید و برنامه رو به خانوم سلوک بدید تا برای اون روزها با اون مراکز هماهنگ کنه.

سرم را به نشانه تأیید تکان می دهم. جلسه را ادامه می دهیم و من باز همان احساس آرامش را پیدا می کنم.

جلسه را ادامه می دهیم. دیگر از صدای آزار دهنده زنگ تلفن خبری نیست به جایش صدای مکالمه آرام سلوک به گوش می رسد. بین جلسه سلوک در می زند و وارد می شود. برگه ای در دست دارد که به سمت شایسته می گیرد.

romangram.com | @romangram_com