#طنین_پارت_219


-خانوم مهندس جریان این سروری که مشکل داره چیه؟

تعجب می کنم. چرا از من می پرسد؟ با تعجب اول به شایسته بعد هم به حمیدی نگاه می کنم.

-راستش مهندس حمیدی دارن پیگیری می کنن. خودشون بهتر در جریان هستند.

شایسته اخم هایش را در هم می کند.

-مگه من نگفتم شما مسئول سرورها هستین؟ چه ربطی به مهندس حمیدی داره؟ مهندس حمیدی خودش به اندازه کافی مسئولیت داره که به سرورها نرسه.

واقعاً نمی دانم چه بگویم. همین طور چند لحظه هاج و واج نگاهش می کنم. نمی خواهم در جمع همکاران بگویم حمیدی پسورد هیچ سروری را در اختیارم قرار نداده. شایسته که نگاه خیره مرا می بیند یک صندلی می کشد و کنار صندلی من قرار می دهد.

-خب حالا که می دونید این کار وظیفه شماست به سرور وصل بشید ببینیم مشکل چیه.

و روی صندلی می نشیند. همین طور ایستاده ام و به شایسته نگاه می کنم. شایسته به بقیه نگاه می کند که مثل من با تعجب به او نگاه می کنند.

-مگه شما ها هم مسئول سرور هستین؟ برای چی این جا ایستادین؟

همه کم کم از اتاق خارج می شوند. به حمیدی نگاه می کنم که صورتش سرخ شده.

romangram.com | @romangram_com