#طنین_پارت_217
اصلاً حوصله رقص ندارم. بدتر از همه این که می ترسم کارن هوس کند وسط رقص مرا ببوسد.
-فعلاً حوصله ندارم. باشه برای بعد.
طناز به طرف مان می آید. با همان عشوه همیشگی کمی حرف می زند. هر سه مرد اطراف مرا زیر نظر دارد و هر از گاهی نگاهی از روی کینه به من می اندازد. نوید به طناز نگاه می کند.
-طناز جان! یادمه گفته بودی دلت می خواد کار کنی. کارن سهامدار یه شرکته. شاید بتونه به جایی معرفیت کنه.
طناز در حالی که ذوقی کودکانه به صدایش می دهد رو می کند به کارن.
-راست میگه کارن؟ می تونی من رو معرفی کنی؟
کارن نگاهش می کند و لبخند می زند.
-حتماً می تونم معرفیت کنم. چرا که نه؟
طناز لبخندی از سر بدجنسی به من می کند و بعد به طرف کارن بر می گردد. انگار کارن امتیاز بزرگ جمع ماست و طناز خوشحال از به دست آوردن توجه کارن شده.
-خب پس شماره م رو بهت می دم که باهات تماس گرفتم جوابم رو بدی.
romangram.com | @romangram_com