#طنین_پارت_214
-اعتراف می کنم دیوونه هستم نیکو! دیوونه بوسیدن تو. عاشق اینم که ببینم چطور سرخ میشی.
بعد صورتم را به طرف خودش بر می گرداند. یک لحظه می ترسم نکند یک بار دیگر بخواهد مرا ببوسد. نکند بخواهد مرا در خیابان ببوسد. فوری رویم را بر می گردانم و فاصله می گیرم. بازویم را می کشد و کمی نزدیکم می آید.
-عزیـــزم! هر وقت به حرفم گوش نکنی همون جا بوست می کنم. تنبیه خوبیه مگه نه؟
شرمگین به چشمهایش خیره می شوم. تمام تنم سرد شده است.
-بریم کارن. سردم شده.
-تو که هنوز چیزی نخریدی؟
دلم نمی خواهد کارن برایم خرید کند. این آخرین کاری است که در دنیا می خواهم انجام دهم.
-نمی خوام. برای فردا شب لباس دارم. الان هم خسته ام هم سردم شده.
-بریم یه کافی شاپ؟ یه قهوه بخوری گرم میشی!
-من خسته ام. می خوام برم خونه استراحت کنم.
romangram.com | @romangram_com