#طنین_پارت_207
-نمی دونم، هر جا. اصلاً چطوره بیای خونه ما؟ کسی هم نیست.
می دانم می خواهد تجربه دیشب را تکرار کند، ولی امروز خودم می خواهم برای خودم و رابطه ام تصمیم بگیرم، با عقلم و نه احساسِ هنوز گیجم.
-خب ... دلم می خواد بریم یه جا قدم بزنیم. موافقی؟
-مطمئنی نمی خوای بیای خونه ما؟
-آره! مطمئن هستم که می خوام قدم بزنم.
-باشه. پس آماده باش میام دنبالت.
قطع که کردم بلند شدم و از اتاق بیرون رفتم. صدای نوید و مامان از آشپزخانه می آمد که با هم حرف می زدند. به آشپزخانه رفتم. به نوید نگاه کردم. چیزی از حرف هایشان متوجه نشدم.
-نوید! کارن فردا شب میاد تولد. خودت هم هستی دیگه؟
نوید لبخند زد.
-آره. جاوید هم هست. حالا می خوای کارن رو به چه عنوانی معرفی کنی؟
romangram.com | @romangram_com