#طنین_پارت_195


کنجکاو می شوم. سریع لباس هایم را عوض می کنم. کارن از احساس امشبش نوشته. از زیبایی من و از کاناپه ای که بوی مرا گرفته، ولی من بیشتر نگران حرف های نوید هستم. گوشی را خاموش می کنم. به حیاط می روم. نوید و جاوید روی تخت نشستن. جاوید لبخند می زند اما انگار نوید حوصله لبخند زدن را ندارد. کنارشان می نشینم. این تخت خاطرات زیادی از ما دارد اما تا حالا ندیده بود که ما سه نفر با هم این جا بنشینیم.

-چیزی شده نوید؟

نوید نفس عمیقی می کشد به آسمان ابری پاییزی نگاه می کند.

-ببین نیکو این چیزی که می خوام بهت بگم شاید خیلی بی اهمیت باشه. راستش فقط یه شایعه ساده است. جاوید اعتقاد داره نیازی نیست چیزی بهت بگیم. من هم نمی خواستم امشب بهت بگم. راستش فکر نمی کردم امشب به کارن جواب بدی. خب! می دونی تا ده سال پیش خانواده کارن این جا زندگی می کردن. یه زمانی همون ده سال پیش شایعه شده بود کارن با دختری دوست بوده و گویا ... راستش ... بعد از این که باهاش رابطه برقرار کرده ولش کرده. خب بعدش اونا از این جا رفتن. وقتی حرف خواستگاری پیش اومد من و جاوید از هر جا که می شد تحقیق کردیم ولی هیچ کس هیچ چیز بدی ازش ندید. برای همین نخواستیم بهشون زود جواب بدیم. جاوید اعتقاد داره شاید اصلاً این شایعه راجع به یه آدم دیگه بوده، چون حتی همون زمان که راجع بهش حرف می زدن هیچ کس با قطعیت نمی گفت کارن.

نفس عمیق دیگری می کشد.

-تو می دونی که من و کارن تقریباً هم سن و سال بودیم. هیچ وقت هم با هم خوب نبودیم. یعنی یه دشمنی با هم داشتیم که الان که فکر می کنم نمی دونم دلیلش چی بود. برای همین جاوید فکر می کنه من به خاطر اون دشمنی بچه گونه الان نسبت به کارن بدبین هستم.

به جاوید نگاه می کنم. دوباره به نوید نگاه می کنم. من هیچ وقت نمی دانستم نوید و کارن با هم دوست نبودند. ممکن است این شایعه واقعیت داشته باشد؟ اگر این شایعه واقعیت داشته باشد چه؟ چه بر سر احساس من می آید؟ جاوید به من نگاه می کند.

-ما از آدم های زیادی پرسیدیم. به نظرم اگر واقعیت داشت و کارن همچین آدمی باشه باید کارش رو تکرار کنه، ولی هیچ کس از کارن چیز بدی ندید. ما از همکارهاش هم پرسیدیم. نوید اعتقاد داشت باید به خودت بگیم ولی نظر من این بود که هیچ لزومی نداره تو رو بدبین کنیم.

نوید با ناراحتی به من نگاه می کند.

-حالا هم طوری نشده که. کارن که هفته بعد میره سفر تو هم تا بیاد می تونی خوب فکر کنی. فقط میشه یه خواهشی ازت بکنم؟

romangram.com | @romangram_com