#طنین_پارت_185


-مبارکه خانوم مهندس! دیروز کولاک کردین.

-چه کولاکی؟ من کولاک کردم؟

می خندد. با صدای بلند!

-باور کنید نمی دونستم حمیدی و همتی نمی دونن لاگ فایل چیه؟ راستی می دونستی شایسته فعلاً همه کارهای اداره رو از همتی گرفته و گفته مزایاش رو هم صفر رد می کنه؟ شنیدم داره تخلفات هم معرفی اش می کنه.

-نه نمی دونستم. راست میگی؟ راستی تو چرا هیچ وقت سرور رو خودت بررسی نکردی؟

-مگه حمیدی اجازه می داد؟ اگر بدونی چقدر حرص خورد فهمید رفتی اتاق سرور. آفرین! دیروز از کارت خیلی خوشم اومد. اصلاً با همتی بحثی نکردی. فقط باید خیلی حواست باشه. الان همتی و حمیدی هر دو ازت شاکی ان.

-حمیدی از من شاکیه؟ چرا؟ بد کردم شر همتی رو از سرش کم کردم؟

-خب سر همون قضیه خود حمیدی هم که ضایع شد. تازه کلید اتاق سرور رو هم ازش گرفتی. خیلی حرفه.

باز هم می خندد و من فکر می کنم چه دنیای کوچکی دارند. به ساعت نگاه می کنم. ساعت دوازده شده و باز من آن قدر در کارم غرق شدم که متوجه گذر زمان نشدم. تلفن داخلی زنگ می خورد. عماد پشت خط است.

-سلام خانوم مهندس! برای اتاق سرور چی کار کردین؟

romangram.com | @romangram_com