#تنهایی_رها_پارت_333
- نه نمیان گفتم هواخوب نیست
-خوب شد الان مابرمیگردیم ؟
فعلا ببینم چه میشه
حرکت کردیم بین مسیر مجبور شد زنجیر چرخ ببنده که تواین هوای یخی خیلی سخت بود براش کاش نمی گفتم بریم شمال سرمازده بادستانی سرخ سواشد دستاشو به هم می مالید گرم شه
- امین یخ کردی من نمی دونستم هوا اینجوری میشه والا نمی گفتم بیایم
لبخندی زد
- نگران نباش عزیزم این چه حرفیه
- میگم اینجا کجاس ؟
همین طور گه آروم وبادقت رانندگی می کرد جواب داد
گردنه ی هراز
کمی بیشتر نرفته بودیم که باصدای وحشت ناکی چشمامو بستم ماشین به شدت تکون خورد ازدردی که توکمرم پیچید جیغ زدم
صدای غرش امین که فریاد کشید یا حسین توگوشم پیچید
همه جا تاریک شد باگریه که ناشی ازدرد زیاد بود نالیدم
- امین ؟چی شد یهو ..آی کمرم
امین کمربندشو باز کرد زد روفرمان
romangram.com | @romangram_com