#تنهایی_رها_پارت_332


قه قه ای زد

منم دستمو جلو دهنم گرفتم خندیدم غذا پرت شد گلوم وبه سرفه افتادم نگران چندضربه آروم به پشتم زد

- فدات بشم حالت خوبه ؟

باچشمای اشکی سرمو تکون دادم



بعد صرف صبحانه راهی شدیم بارش برف شدید تر شده بود امین نگران به نظر می رسید

- رها هواخیلی بده کاش به سعید بگم نیاد

به اطراف نگاه کردم کولاک شدید بود جوری که باید با چراغ مه شکن حرکت می کردی ومدام برف پاکن کار می کرد

- آره بگیم نیان پسرش کوچیکه مریض میشه

ماشینو زد بغل جاده

گوشیو برداشت وزنگ زد

- الو سلام سعید جان ...سلامتی ...خوبه سلام میرسونه ....بببن سعید اگه حرکت نکردید نیاین

...اره برفه شدید، بزارید ی وقت دیگه منم اگه اینجورباشه برمی گردم ...باشه داداش خیالت راحت

گوشیو گذشت منم اطراف ودید می زدم

- چی گفت نمیان ؟

آروم ماشین وبه حرکت درآورد


romangram.com | @romangram_com