#تنهایی_رها_پارت_334
- لعنتی ایبک چرا کار نکرد چرخید طرفم کمربندمو باز کرد
- چیزی نیست عزیزم خوبی گلم کجات درد می کنه کمرم
- هیش آروم نترس من اینجام باشه ؟تکون نخور خب
گریه می کردم
- ای درد دارم
نگران بود اروم صندلیو خوابوند که جیغم بیشتر شد
- آی بهم دست نزن
- خودشو ازصندلیش بالا کشید صورتمو تو دستاش گرفت همه جا تاریک بود نورموبایلشو گرفت طرفم
آروم بدنمو وارسی کرد
- رها عزیزم احتمال میدم کمرت ؤسیب دیده فقط سعی کن آروم باشی عزیزم کوریزش کرده ومازیر برف گیر کردیم
باترس گفتم
- وای خفه میشیم می ترسن امین
صورتمو غرق بوسه کرد نترس عزیزم چیزی نیست مگه من میزارم توخفه شی
تازه تواون نور کم متوجه خون پیشونیش شدم
- امین خون
دستمالی برداشت گذاشت روی زخمش
romangram.com | @romangram_com